باهمستان

معمولا برای توصیف جوامع استارتاپی به همراه اجزا و نهاد ها و ساختارها و قوانینش کلمه «اکوسیستم» رو استفاده میکنن. اما «بردفلد» در کتاب «Startup Communities» از واژه کامیونیتی به جای اکوسیستم استفاده میکنه.

بردفلد معتقده که واژه اکوسیستم یادآور روابطیه که با خوردن و دریدن و نابود کردن حفظ تعادل میکنه و به همین دلیل این واژه رو مناسب نمیدونه و به جاش از کلمه «Communitiy» که روابط داخلش صمیمانه و حامیانه است، استفاده میکنه.
تو زبان انگلیسی دو واژه «Community» و «Society» دو معنای متفاوت داره. مترجمان ما در طول زمان دو واژه «جامعه» و «اجتماع» رو به صورت جا به جا برای ترجمه این دو واژه استفاده کردن. مثلا وقتی میگیم «علوم اجتماعی» یا «جامعه شناسی» در هر دو واژه داریم به «Society»اشاره میکنیم. من هیچوقت در زبان فارسی کلمه ای نشنیده بودم که به معنای «Communitiy» باشه ولی به جای «Society» به کار نرفته باشه و این مسئله کار رو برای خواننده فارسی زبان سخت میکرد. چون وقتی واژه «جامعه» یا «اجتماع» رو میشنید دقیقا نمیدونست منظور گوینده کدام یک از دو معناست.

تا اینکه با واژه «باهمستان» آشنا شدم که فرهاد سپیدفکر برای ترجمه «Community» استفاده میکرد. به نظرم استفاده از این واژه دو مزیت مهم داره. هم فضای نزدیک تر و صمیمی تر روابط در «Community» رو بازتاب میده و هیچوقت هم برای «Society» استفاده نشده.
پس تو این متن ترجیح دادم از واژه باهمستان استفاده کنم و منظورم از اون،‌ همون «Community»ه که بردفلد اشاره میکنه.

results matching ""

    No results matching ""