روباه

روباه یک پله از سگ آبی جلوتر بود و از همون اول به فکر آموزش و مشاوره شغلی به دیگران افتاد.مشاوره دوتا مزیت عمده داشت:

۱- کار راحتی بود و با زبون چرب و نرمی که روباه داشت براش خیلی مناسب بود

۲- بازار بزرگی بود که شامل همه حیوونای جنگل میشد.هر کسی که شغلی داشت به یک مشاور شغلی خوب احتیاج داشت

روباه با همین تفکر، شرکت«مشاوران گلوبال ریتینگ»رو با برند«مگر»تاسیس کرد و شعار شرکتش رو این قرار داد: «موفق نخواهید شد،مگربا مشورت ما».خب حالا اسم شرکت و برند و شعار تبلیغاتیش جور شده بود.اما احتیاج به یک دفتر شیک و بزرگ و یک منشی جذاب برای کارش داشت. دلیلش هم این بود که حیوونایی که برای مشاوره می اومدن، باید میدیدن که اون حیوون خیلی موفقیه و این مسئله بدون دفتر خوب و منشی خوشگل دیده نمی‌شد.به همین دلیل به سگ آبی که حسابی قرض بالا آورده بود4تا کاج داد و بهش قول داد که بعد از برگزاری اولین همایشش10تا کاج دیگه هم بهش میده و ازش خواست یک تالار بزرگ چوبی در وسط جنگل رو در مدت یک ماه براش آماده کنه.سگ آبی میدونست نمیتونه این کارو یک ماهه انجام بده اما این تنها فرصت شغلی بود که داشت و می‌تونست بخشی از بدهی هاشو کم کنه.به همین دلیل قبول کرد.از طرف دیگه روباه قصه ما یک روباه ماده خوشگل و چرب زبون هم پیدا کرد که در ازای ماهی یک عدد کاج بیاد و به عنوان منشی تو دفتر روباه که از این به بعد جناب روباه شده بود کارکنه.

تا اینجا روباه5تا کاجش رو از دست داده بود ولی5تایی که داشت واسه برنامه ای که در ذهنش بود کفایت می‌کرد.با دوتا کاجش مقدار زیادی آذوغه خرید و مدتی مخفی شد.بعد از چند ماه برگشت و دو کاج به دو کلاغ داد و گفت که برن همه جا جار بزنن که روباه رفته از دانشگاه آدما فارغ التحصیل شده و آمادست که دانش روز مدیریت و فروش رو در اختیار حیوونا بزاره.با یک کاج باقیمونده هم مقداری میوه تهیه کرد(و البته به سنجاب که این کارو واسش کرد قول داد5تا کاج هم بعد از همایش بهش بده.چون سنجاب بینوا یک هفته شبانه روزی مشغول جمع آوری میوه و آجیل بود تا بتونه مایحتاج پذیرایی از تعداد زیادی مهمون رو آماده کنه)و یک هفته بعد، تاریخ همایش بزرگ حیوانات جنگل رو با موضوع«تکنیک های ناب فروش»به حیوونا اعلام کرد و هر حیوونی میتونست تنها در ازای1کاج در این همایش بزرگ شرکت کنه و از تجربیات روباه بهره مند بشه.(البته همونطور که حدس میزنید ، این کار رو هم دوباره کلاغا در ازای4کاجی که بعد از همایش دریافت میکردن براش انجام دادن).

قبل از اینکه نتیجه همایش اول رو بهتون بگم خوبه یادآوری کنم که روباه قرار بود10تا کاج به سگ آبی بده تا سالن همایش رو آماده کنه.سگ آبی این سالن رو دو ماهه آماده کرد و روباه هم به این خاطر به جای10تا کاجی که بهش قول داده بود تنها۴کاج به سگ آبی داد و۶کاج رو به عنوان جریمه دیرکرد از قرارداد کم کرد.

همایش اول از استقبال خوبی برخوردار شد.دلیلش هم این بود که اکثر حیوونایی که تو این مدت پیش حیوونای دیگه استخدام نشده بودن و تلاش کرده بودن خودشون یک کسب و کار راه بندازن شکست خورده بودن و این سمینار رو آخرین امیدشون میدونستن تا کاج های از دست رفتشون رو بهشون برگردونه.از طرف دیگه خیلی از حیوونایی که الان کارمند شده بودن هم رویای «ارزش آفرینی» در سر داشتن و به همین خاطر علاقه مند بودن تا این همایش، راهشو بهشون نشون بده.

روباه تو این همایش از«زبان دم و پوزه»صحبت کرد که چطور با بازی دم و استفاده مناسب از حرکات پوزه میشه بقیه رو وادار به خرید کرد.اما خیلی زود این صحبتش تموم شد و جلسش خیلی زود به پایان رسید.روباه که از قبل فکر اینجاشو کرده بود به سنجاب فرصتی داد که به جای5تا کاجی که قرار بود بعد از همایش دریافت کنه بیاد و خدمات شرکتیش رو برای حیوونا معرفی کنه.در پایان هم حیوونا به پذیرایی دعوت شدن و جلسه به خوبی و خوشی به پایان رسید.بگذریم از اینکه بعد از همایش خیلی از حیوونا متوجه شدن اصلا دم درست درمون یا پوزه ندارن که بخوان باهاش کسی رو تحت تاثیر قرار بدن.

بعضی از حیوونا سعی کردن این تکنیک ها رو توی عمل پیاده کنن، اما متوجه شدن هیج تاثیری نداره و به این نتیجه رسیدن که اینا چیزایی نیست که با شرکت در یک همایش بشه یادگرفت و بهتره برای کسب مهارت در این تکنیک ها به صورت خصوصی پیش روباه برن یا اون رو دعوت کنن که واسه کارمنداشون به صورت خصوصی دوره آموزشی بزاره.تعداد معدودی از حیوونا هم بودن که فهمیدن روباه چه کلاهی سرشون گذاشته و تصمیم گرفتن هرجا می‌شینن به همه بگن روباه چه کلاه برداریه..

همایش بعدی روباه با موضوع«خواندن ذهن مشتری»برگزار شد.این همایش چند تا فرق با همایش اول داشت:

۱-تعداد کمی از حیوونا دیگه نیومدن چون تکنیک های روباه رو موثر ندیدن

۲-بعضی از حیوونا که دفعه قبل نتونسته بودن شرکت کنن وقتی از شرکت کنندگان شنیدن که روباه چقدر در زمینه به فروش،اطلاعات داره این بار هرطور شده خودشونو به همایش رسونده بودند.

۳- این بار برخلاف همایش اول، روباه صحبت های خودشو با ارائه رزومه خودش شروع کرد که شامل برگزاری اولین همایش بزرگ جنگل با موضوع«زبان دم و پوزه»، مشاور اختصاصی شرکت های«سد مقاوم سازان خوب آموزش ده»،«شرکت ارائه خدمات هفتگی»،«سیب پردازان شمال شرق»و...بود و با این کار در همون ابتدای جلسه تصویر بزرگتری از خودش نشون داد.

در پایان همایش، بعضی از حیوونا معتقد بودن وقت و سرمایشون رو هدر دادن و بعضی از اونا هم با احساس غرور و موفقیت همایش رو ترک کردند.اما در ادامه همونطور که حدس میزنید اتفاقات همایش قبلی تکرار شد.

روباه همایش های سوم و چهارم رو هم برگزار کرد اما به مرور حیوونا متوجه شدن که با همایش های روباه، گرهی از کارشون باز نمیشه.خصوصا این که به مرور دو تا سوال تو جنگل پیچید:

۱- چرا روباه هیچوقت آماری از میزان رضایت مشتریاش و تاثیر مشاوراتش جمع نمی‌کنه و به بقیه ارائه نمی‌ده؟

۲- چرا تو رزومه روباه فقط تجربیات مشاوره به چشم میخوره، کسی که خودش کسب و کاری رو راه ننداخته و به سرانجام نرسونده آیا میتونه مشاور خوبی در این زمینه باشه؟

به مرور تعداد شرکت کنندگان روباه کمتر و کمتر شد و روباه تصمیم گرفت همایش هاشو تعطیل کنه و از اون به بعد دیگه هیچکس روباه رو ندید.جغد میگه که تو یک شب تاریک چندتا اسب رو دیده که روباه و بارهای بزرگ کاجشو از جنگل خارج کردن.البته هیچ اسبی این قضیه رو گردن نگرفت و هیچ کس هم نمیدونه روباه با اون همه کاج چیکار می‌خواست بکنه.

به مرور شایعاتی در مورد روباه در جنگل پیچید.یکی می‌گفت روباه رو دیده که لباس آدما رو پوشیده و واسه آدما همایش برگزار می‌کنه، یکی دیگه می‌گفت از دختر عموش شنیده که تو جنگل های اطراف یک روباهی درباره خواص دارویی کاج همایش گذاشته و در پایان همایش هم کلی پودر کاج به حیوونا فروخته.اما عجیب ترینش که کسی باورش نکرد گفته موش کور بود که قسم میخورد روباه رو دیده که شبونه به جنگل اومده و در ازای یک خرگوش مرده،10تا کاج به یوزپلگ داده..به هرحال بعد از مدتی تمام این شایعات فراموش شد و حیوونا که مشغول شرکت در همایش های مختلف بودند، ترجیح دادن به روباه و خاطرات تلخی که از اون داشتن، فکر هم نکنن.

results matching ""

    No results matching ""